نظرسنجی
نظرسنجي غير فعال مي باشد
پیشنهاد ما
پرونده شجره خبیثه ملعونه
اندیشنامه امت واحده
پرونده تحولات یمن : مظلوم پایدار






فرار به عربستان سعودی در حال محاکمه ... به درک واصل شد ...
به زودی سرنگون خواهد شد... به زودی سرنگون خواهد شد... به زودی سرنگون خواهد شد...
صفحه اصلي > مخزن محتوای بیداری اسلامی > مقالات 
اخبار > دورنمای حضور طولانی‌مدت نظامی آمریکا در یمن/ دلایل اهمیت ویژه صنعا برای واشنگتن
 


شماره خبر :٢١٥٩٤٠ 

  تاریخ انتشار خبر : 1391/11/02    ا   ١٠:٣١

دورنمای حضور طولانی‌مدت نظامی آمریکا در یمن/ دلایل اهمیت ویژه صنعا برای واشنگتن
یمن اهمیت راهبردی ویژه‌ای برای طرح‌های آمریکا داشته که نتیجه دو دلیل است. دلیل اول، انتقال تمرکز راهبردی آمریکا از خاورمیانه به آسیا است و دلیل دوم، افزایش توانمندی دفاعی ایران است.
پایگاه خبری تحلیلی بیداری اسلامی : دورنمای حضور طولانی‌مدت نظامی آمریکا در یمن/ دلایل اهمیت ویژه صنعا برای واشنگتن

 

به گزارش بیداری اسلامی، «نقولا ناصر» نویسنده عرب در مقاله‌ای تحت عنوان «طرح ابتکاری شورای همکاری درباره یمن به گسترش نفوذ آمریکا در این کشور منجر شد» به بررسی منافع واشنگتن در یمن و نحوه پررنگ‌شدن حضور آمریکا در این کشور از طریق طرح ابتکاری شورای همکاری خلیج فارس در یمن پرداخت.

این مقاله در هفته‌نامه فلسطینی «المنار» منتشر شده است که ترجمه آن در پی می‌آید.

********

در پشت پرده این هماهنگی موجود میان کشورهای حاشیه خلیج [فارس]، یمن و آمریکا در جنگ با تروریسم در یمن، یک هدف بسیار مهم، نهفته است که در تضمین مهار یمن در چارچوب راهبرد آمریکا به دلیل جایگاه راهبردی‌اش، نمود می‌یابد.

از زمان اعلام طرح ابتکاری خلیج فارس تحت نظارت آمریکا و به عبارت دیگر، راهکار آمریکا با همکاری کشورهای حوزه خلیج فارس برای بحران«بهار عربی» در یمن در سوم آوریل 2011، میزان نفوذ آمریکا در این کشور گسترش یافت و بر شدت جنگ با القاعده افزوده شد. تمامی نشانه‌ها حاکی از آن بود که میزان هماهنگی امنیتی و نظامی دو جانبه، طی دوره دو ساله انتقالی در یمن که با انتخابات 2014 به پایان می‌رسید، بیشتر خواهد شد. این امر بدون هیچ توافق اعلامی شفاف محقق می‌شد. به همین دلیل با انتقاد معارضان یمن و جنبش اعتراضی مردمی مواجه شد. بر اساس نظرسنجی‌های صورت گرفته، این همکاری و هماهنگی میان دو دولت یمن و آمریکا با مخالفت اکثریت مردم یمن نیز همراه بود.( به عنوان مثال می‌توان به نظرسنجی‌«جلفوم آسوشیتس» در مارس 2011، مراجعه کرد.)

پارادوکس موجود در این مسئله این است که جنبش مردمی و معارضان یمنی هر دو از حمایت‌ دولت‌های حوزه خلیج فارس و آمریکا از «علی عبدالله صالح» رئیس جمهور سابق یمن ناراضی بودند و هر دو از صالح به دلیل بازگذاشتن عرصه برای انجام عملیات علیه (به اصطلاح) تروریسم انتقاد می‌کردند. عملیاتی که از مصونیت و محرمانه‌ بودن، برخوردار بود. اما اکنون هر دو طرف از حمایت علنی و مستقیم جانشین صالح یعنی«عبدریه منصور هادی» از انجام چنین عملیات‌هایی و نیز حمایت کشورهای حوزه خلیج فارس و آمریکا از هادی صرف‌نظر می‌کنند. بدون حمایت کشورهای حوزه خلیج فارس و آمریکا از هادی، بازسازی ساختار نیروهای مسلح یمن به عنوان یکی از معیارهای اصلی موفقیت یا شکست حکومت در مرحله انتقالی در این کشور، ممکن نیست.

به گزارش نیویورک تایمز در 29 سپتامبر گذشته، در مرکز بین‌المللی فرهنگی«وودرو ویلسون» در واشنگتن، هادی از حملات هواپیماهای بدون سرنشین آمریکا در یمن تقدیر و آن را به دو دلیل تایید کرد. یکی اینکه، میزان دقت هدف‌گیری الکترونیکی در این هواپیماها بسیار بالاست و با درصد خطای صفر، هدف را نشانه می‌گیرند و دلیل دیگر این بود که نیروی هوایی یمن قادر به انجام ماموریت‌هایی این چنین در هنگام شب نبوده است.

به این ترتیب بود که مقامات آمریکایی، هادی را یک شریک مورد اعتماد برای خود یافتند. شریکی بسیار بهتر از صالح که دارای مواضع و مزاج‌های متغیری بود. این مسئله‌ای بود که در گزارش نیویورک تایمز نیز ذکر شده بود.

جان برنان نامزد اوباما برای ریاست سیا و معاون امنیت ملی و مبارزه با تروریسم در شورای روابط خارجه در 2012.8.8 گفت: ملت یمن واقعا بسیار خوش شانس بوده زیرا رئیس جمهوری مثل هادی هدایت آنها را به دست گرفته‌ است.

این در حالی است که همین هواپیماهای بدون سرنشین که هادی از دقت هدف‌گیری آن تمجید می‌کند، در پاکستان و یمن تعداد زیادی از شهروندان و غیر نظامیان را به کام مرگ فرستاده است. از سوی دیگر این سوال مطرح می‌شود که چرا آمریکا حمایت خود از یمن را با فروش این نوع هواپیماها به یمن و آموزش نیروی هوایی این کشور نشان نمی‌دهد تا یمنی‌ها خود، از امنیت ملی خود دفاع کنند؟ در صورتی که چنین اتفاقی می‌افتاد، یمنی‌ها ناگزیر نبودند که نقض حاکمیت ملی خود از سوی جنگنده‌های آ‌مریکایی را شاهد باشند.

اگر بازسازی ساختار ارتش درخواست جنبش مردمی و معارضان یمن در چارچوب حذف عناصر رژیم سابق است، این امر خواست آمریکا نیز هست تا به بهانه حمایت از طرح ابتکاری انتقال قدرت سیاسی در یمن، یک ساختار فرماندهی یکپارچه و حرفه‌ای برای نیروهای مسلح این کشور ایجاد کند. واشنگتن به همین دلیل تلاش می‌کند تا به حمایت از نیروهای مسلح یمنی متعهد بماند زیرا این امر در خدمت منافع ملی یمن است.

وزارت خارجه آمریکا در 27 سپتامبر گذشته بر روی پایگاه الکترونیکی خود، بدون آنکه به این مسئله اشاره کند که خود از این حمایت چه سودی می‌برد، اعلام کرد که از بازسازی ساختار ارتش یمن حمایت می‌کند. اما واقعیت این است که این پایبندی آمریکا در واقع در راستای منافع این کشور است و این امر مشابه حمایت آمریکا از مصر پس از امضای معاهده کمپ دیوید میان قاهره و تل‌آویو، حمایت از عراق پس از آتش‌بس میان بغداد و تهران، حمایت از سوریه پیش از آغاز بحران کنونی این کشور، حمایت از تشکیلات خودگردان فلسطین پیش از پاکسازی و حذف«یاسر عرفات» و ... است.

تجربه و تاریخ نشان داده که این امر برای آمریکا یک اصل مشروط سیاسی است و بی‌تردید، آمریکا در حمایت از بازسازی ساختار نیروهای مسلح یمن منفعت دارد و این حمایت ضامن هماهنگی امنیتی و راهبردی دو جانبه میان واشنگتن و صنعا است.

با توجه به روابط مستحکم میان 6 کشور حوزه خلیج فارس عضو شورای همکاری، آمریکا و ناتو، این امر کاملا مورد انتظار بود که هرگونه راهکار مربوط به حل بحران در یمن، در راستای راهبرد آمریکا در منطقه باشد و به گسترش نفوذ آمریکا در یمن منتهی شود.

اما در پشت پرده هماهنگی و همکاری کشورهای حوزه خلیج فارس-یمن و آمریکا در جنگ با تروریسم در «یمن» یک حقیقت نهفته و آن این است که القاعده و تروریسم در واقع پیراهن عثمانی برای سرپوش‌گذاشتن بر روی هدف مهم‌تر یعنی تضمین مهار یمن در چارچوب راهبرد آمریکا به دلیل جایگاه استراتژیک این کشور در منطقه است. اکنون کاملا روشن است که نفوذ القاعده در یمن با گسترش دخالت آمریکا در این کشور و بالعکس رابطه مستقیم دارد. هر بار که آمریکا در امور یک کشور دخالت می‌کند، پایان این درگیری و دخالت به کمک و حمایت از تندروها منتهی می‌شود. این مسئله‌ای است که در 12 ژوئیه 2011 در سرمقاله«اراب نیوز» که یک روزنامه سعودی به زبان انگلیسی است نیز ذکر شده است.

در این مقاله آمده است: از زمانی که آمریکا حملات خود علیه القاعده را در شبه جزیره عرب از سال 2009 افزایش داده، تعداد عناصر القاعده در یمن افزایش یافته و کمربند قبیله‌ای آن گسترده‌تر شده است و دامنه فعالیت آنها نیز توسعه یافته است. یمن اهمیت راهبردی ویژه‌ای برای طرح‌های آمریکا داشته که نتیجه دو دلیل است. دلیل اول، انتقال تمرکز راهبردی آمریکا از خاورمیانه به آسیا است. هند و چین دو اقتصاد رو به رشد هستند که برای دستیابی به منابع انرژی نفتی و گازی منطقه از طریق اقیانوس هند حریص هستند. آمریکا نیز با امضای چندین توافقنامه مربوط به تسهیلات نظامی با استرالیا، حضور خود در این منطقه را پررنگ کرده است. این چیزی است که در تاریخ 27 ماه گذشته میلادی در واشنگتن پست منتشر شد.

از باب‌المندب و خلیج عدن در غرب تا ارخبیل و جزایر سُقُطری در اقیانوس هند در مقابل سواحل شاخ آفریقا در فاصله 350 کیلومتری سواحل شبه جزیره عرب، یمن بر بسیاری از مسیرهای دریایی و حرکت کشتی‌های تجاری در جهان مسلط است. تا جایی که روزانه بیش از 3 میلیون بشکه نفت به آسیا، اروپا و آمریکا فرستاده می‌شود و به همین دلیل یمن کلید صادرات نفت عربی و ایرانی از خلیج [فارس] و کلید اتصال حضور نظامی آمریکا در خلیج [فارس]، شاخ آفریقا و مغرب به شمار می‌آید. یمن همچنین دروازه اشغالگران اسرائیلی به آفریقا و آسیا است. این امر علاوه بر آن است که نفت منفعت حیاتی ثانویه آمریکاست.

دلیل دوم، افزایش توانمندی دفاعی ایران است که همچنان پایگاه‌های آمریکایی نزدیک به خاک ایران در خلیج[فارس] را تهدید می‌کند. علاوه بر آن، ایران تهدید می‌کند که در صورت حمله نظامی آمریکا به ایران، تنگه هرمز را می‌بندد. این چیزی است که موجب شد تا یمن حیاط خلوت خلیج[فارس] شود که از آنجا آمریکا می‌تواند از پایگاه‌های نظامی دورتر که کمتر در تیررس مستقیم ایران است و به طبع امن‌تر است، به اهداف خود برسد. در این راستا، گزارش‌های رسانه‌ای از وجود فعالیت پایگاه‌های نظامی در یمن سخن می‌گویند. به نوشته روزنامه اماراتی الخلیج در 2012.2.25، یمن پیشنهاد آمریکا برای احداث یک پایگاه نظامی در سُقُطری را رد کرده است. این روزنامه به نقل از روزنامه انگلیسی اکونومیست نیز نوشت که هزاران نظامی آمریکایی به دو جزیره سقطری یمنی و مصیره عمان اعزام شده‌اند. پایگاه اینترنتی«دبکا» که یک پایگاه خبری اطلاعاتی اسرائیلی است در 2012.1.26 یک گزارش اختصاصی از  «دستور محرمانه‌» «باراک اوباما» رئیس جمهور آمریکا منتشر کرد. بر اساس این دستور، اوباما خواستار ایجاد استحکامات نظامی در سقطری شده بود. 

رسانه‌های یمن نیز اخیرا گزارش‌هایی منتشر کرده‌اند که بیانگر نقشه آمریکا برای احداث 3 پایگاه نظامی در «العند»، «سقطری» و «میون» است. همچنین یک مناقصه برای ساخت بیش از هزار واحد مسکونی نیروهای آمریکایی در یمن وجود دارد. پنتاگون نیز در مارس گذشته، پس از آنکه تیم امنیتی‌اش در عدن مورد هدف قرار گرفت، به حضور این نیروها در این شهر اعتراف کرد.

آمریکا همچنین تمدید حضور تفنگداران دریایی خود در صنعاء‌ به بهانه تامین امنیت سفارتش در یمن را تایید کرده است.

روزنامه «الرای العام» کویت نیز در 30 ماه گذشته نوشت که این سفارت، هتل«شرایتون» را که در مجاورتش قرار دارد، برای اسکان همین نیروهای ویژه تحت کنترل و استفاده خود قرار داده است.

گزارش‌های رسانه‌های آمریکایی نیز به«طرح دفاعی جدید» اوباما برای «مشارکت راهبردی میان واشنگتن و صنعاء» که در چنین ماهی از سال گذشته به آن تکیه شده، اشاره می‌کند.

هنوز ملت یمن منتظر شفاف‌سازی دولت خود و توضیح آن درباره حضور نظامی آمریکا در کشورشان و نقش واشنگتن در یمن و طبیعت روابط آمریکا-یمن و توافقنامه‌های تنظیم شده میان دو طرف هستند.

 

برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 

خروج




پرونده ها
پایان قصه حلب
پرونده شجره ملعونه خبیثه آۀ سعود
پرونده تحولات یمن : مظلوم پایدار
پرونده پیروزی حزب الله در جنگ سی و سه روزه
پرونده بررسی انتخابات سوریه
پرونده واکاوی نقش ترکیه در تحولات منطقه
پرونده واکاوی نقش ترکیه در تحولات منطقه
استفاده از تسلیحات شیمیایی در سوریه
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
عضویت
آخرین اخبار