نظرسنجی
نظرسنجي غير فعال مي باشد
پیشنهاد ما
پرونده شجره خبیثه ملعونه
اندیشنامه امت واحده
پرونده تحولات یمن : مظلوم پایدار






فرار به عربستان سعودی در حال محاکمه ... به درک واصل شد ...
به زودی سرنگون خواهد شد... به زودی سرنگون خواهد شد... به زودی سرنگون خواهد شد...
صفحه اصلي > مخزن محتوای بیداری اسلامی > گزارش 
اخبار > «تحریر»؛ میدانی برای تمام فصول
 


شماره خبر :٢٩٩٥١٨ 

  تاریخ انتشار خبر : 1392/06/26    ا   ٠٩:٠١

میدان‌های اعتراض 1
«تحریر»؛ میدانی برای تمام فصول
ابتدا از فیس‌بوک شروع شد. اما این کافی نبود. برای یک انقلاب می‌توان از فیس‌بوک شروع کرد اما در ادامه آن است که باید به میدان رفت. کدام میدان؟ التحریر. تا این حضور انقلابی که تنها در فضای مجازی حضوری به هم رسانده بود، تجسم عینی پیدا کند. تا انقلابی تجسم عینی پیدا نکند، نمی‌تواند پیامش را به دوست و دشمن برساند.
پایگاه خبری تحلیلی بیداری اسلامی :  «تحریر»؛ میدانی برای تمام فصول

محمدعلی عسگری

ابتدا از فیس‌بوک شروع شد. اما این کافی نبود. برای یک انقلاب می‌توان از فیس‌بوک شروع کرد اما در ادامه آن است که باید به میدان رفت. کدام میدان؟ التحریر. تا این حضور انقلابی که تنها در فضای مجازی حضوری به هم رسانده بود، تجسم عینی پیدا کند. تا انقلابی تجسم عینی پیدا نکند، نمی‌تواند پیامش را به دوست و دشمن برساند.

 جوانان مصری باید به میدان تحریر می‌رفتند و رفتند؛ مکانی با ریشه‌های تاریخی و پیشینه‌ای انقلابی که به‌خصوص در زمستان سال 2011 به آوردگاه جوانان انقلابی و رژیم حسنی مبارک تبدیل شد. آنها 18 روز زندگی‌شان را به این میدان آوردند و آن را در تصرف کامل خود گرفتند. روزها تظاهرات می‌کردند و شعار می‌دادند و شب‌ها تا صبح بر سر این بحث وجدل می‌کردند که فردا چه باید کرد؟ 18 روز زمان زیادی نبود اما حکومت حسنی مبارک پوسیده‌تر از آن بود که بسیاری می‌پنداشتند. پیام انقلاب فراتر از مرزها رفت و باراک اوباما پشت مبارک را خالی کرد و کار تمام شد. مبارک با همه سماجتی که داشت و حتی سودای آن را داشت که فرزندش جمال را جانشین خود تعیین کند مجبور به ترک قدرت شد و جوانان مصری در میدان تحریر به رقص و پایکوبی پرداختند!

این خلاصه داستان انقلاب مصر بود که نام و خاطره‌اش با میدان تحریر درهم آمیخته است. تحریر به نوعی شناسنامه انقلاب معاصر مصر است؛ انقلابی که بر دامن همین میدان تولد پیدا کرد. از سه‌سال پیش تاکنون بارها و بارها تصاویر مربوط به این میدان با تجمعات‌ میلیونی و مکررش از رسانه‌های مختلف جهان پخش شده است؛ میدانی که خیلی هم شبیه به میدان نیست و آن گردی و شکل لازم را ندارد. اما ریشه در تاریخی کهن دارد و همچنان می‌تواند در تحولات مصر حضوری شاخص داشته باشد. از مبارزات استقلال‌طلبانه علیه انگلیسی‌ها گرفته تا دوران ناصر و از زمان سادات تا مبارک و تا امروز و حتی بعد از انقلاب تا سقوط مرسی. آیا اخوانی‌ها هم روزی این میدان را به تسخیر خود درمی‌آورند؟ چرا تاکنون نتوانسته‌اند؟ این میدان چه نسبتی با تجدد و نوگرایی در تاریخ معاصر مصر دارد؟

گزارش جغرافیا

کلمه «التحریر» به معنای آزادسازی یا نجات‌بخشی است. میدان تحریر بزرگ‌ترین میدان قاهره است که در مرکز این شهر و در شرق رود نیل واقع شده است. نام قبلی آن «میدان الإسماعیلیه» بود که به نام پادشاه قرن ۱۹ مصر یعنی اسماعیل‌پاشا نامگذاری شده بود. پس از کودتای ناصر در سال ۱۹۵۲ بود که نام این میدان به تحریر تغییر یافت.

تحریر یکی از قدیمی‌ترین میدان‌ها در قاهره جدید است. تصاویری که از این میدان منتشر شده سابقه تاریخی آن را نشان می‌دهد. در زیر ساختمان برج قاهره دفتر اصلی اتحادیه عرب قرار دارد و در کنارش هتل هیلتون سابق که در حال حاضر «ریتز کارلتون» نامیده می‌شود. در شمال این هتل موزه مصر قرار دارد. همین نمادهاست که قاهره را به‌عنوان یک شهر جدید معرفی می‌کند. شهری که به گفته برخی حدود چهارهزار سال (اگر جیزه و ممفیس را هم جزو آن به حساب آورند) و به اعتقاد برخی دیگر یک‌هزار سال عمر کرده است.

روزگاری تحریر برای مصری‌ها عبارت بود از یک تکه خاک. بعدها با تغییر مسیر نیل این تکه خاک به یک باتلاق تبدیل شد. در پایان قرن هیجدهم، یعنی زمانی که ناپلئون قاهره را تصرف کرد زمین این باتلاق به اندازه‌ای خشک شده بود که فرانسوی‌ها توانستند اردوگاهشان را در آنجا برپا کنند.

 اسماعیل – نوه محمدعلی – به بنیانگذار قاهره جدید شهرت دارد. او زمانی که در پاریس اقامت داشت دستور داد قاهره را بازسازی کنند و این شهر توسط فردی به نام بارون هاوسمان بازسازی شد. در مکانی که سربازان ناپلئون اردو زده بودند میدانی ساخته شد که به نام خود او (میدان اسماعیلیه) شهرت یافت. با این حال میدان هنوز شکل معینی نداشت تااینکه ساختمان موزه در قسمت شمال شرقی آن بنا شد. طرح‌هایی را که اسماعیل‌پاشا می‌خواست اجرا کند موجب شد تا کشور بدهکاری‌های سنگینی به بار آورد. او سپس از قدرت کنار رفت و مصر به اشغال انگلیسی‌ها درآمد. انگلستان نیروهای خود را در غرب میدان اسماعیلیه مستقر کرد و از آن پس مصری‌ها این مکان را «پادگان انگلیسی‌ها» نامیدند.

در ابتدای دهه60 بود که هتل هیلتون به جای پادگان انگلیسی‌ها ساخته شد. در کنار آن ساختمانی بنا شد که قرار بود مکان شورای محلی قاهره باشد اما بعدها به مرکز رهبری اتحادیه عربی سوسیالیستی عبدالناصر شد، یعنی تنها حزبی که در دوران حکومت او در مصر حاکمیت داشت. شگفت اینکه این ساختمان بعدها حزب ملی دموکراتیک متعلق به حسنی مبارک را در خود جای داد و در نهایت نیز در 2011 به دست معترضان به آتش کشیده شد.

در ابتدای قرن بیستم بود که میدان اسماعیلیه و محله اطراف آن به مرکز قاهره جدید تبدیل شد؛ میدانی که باید برای تسهیل عبور و مرور بازسازی می‌شد. از این‌رو دربخش جنوبی، میدان کشیده شد و چند دهه بعد – در دوران حکومت ملک‌فاروق – در آنجا یک پایه خالی نصب شد تا روی آن مجسمه‌ای نصب شود. ملک‌فاروق دستور داد مجسمه پدربزرگش – اسماعیل‌پاشا – را در این میدان نصب کنند. طرفه اینکه مجسمه اسماعیل‌پاشا چند هفته بعد از کودتای سال 1952 به قاهره رسید و طبعا دیگر کسی اجازه نمی‌داد بر پایه آن نصب شود. این پایه بدون مجسمه ماند تا نشانه‌ای باشد از یک سلطنت بربادرفته. بعدها در دهه 70 هنگامی که می‌خواستند ایستگاه مترو را در میدان بزنند این پایه را هم برداشتند.

در دوران انورسادات نخستین ایستگاه مترو قاهره در این میدان تاسیس شد و اتفاقا ایستگاهش را به نام او «سادات» نامیدند که در دوران مبارک نیز به همین نام باقی ماند. حتی به‌خاطر این ایستگاه بخش جنوبی میدان تحریر به نام محله سادات نامیده شد. اما کمتر کسی در قاهره چنین اسمی را به‌کار می‌برد و به‌جای آن فقط ایستگاه مترو گفته می‌شد.

گزارش تاریخ

نخستین‌بار در سال 1946 میدان تحریر شاهد تظاهرات معترضان به حضور انگليسی‌ها بود. گزارش شده است که در این درگیری 21 نیروی پلیس مصر به‌همراه 24 تظاهرات‌کننده کشته شده‌اند. در دوران حکومت ملک‌فاروق نیز این میدان شاهد اعتراضات از نوع دیگری بود. در یک مورد گفته می‌شود در 25‌ژانویه سال 1952 موجی از اعتراضات شکل گرفت. در این اعتراضات تعدادی از ساختمان‌های کنار میدان آتش گرفت. این آتش‌سوزی مقدمه‌ای شد برای اعتراضات بعدی و کودتایی که در تاریخ 23 جولای همان سال به‌وقوع پیوست و بعدها جمال عبدالناصر را برسرکار آورد؛ تحولی که مصر را از یک حکومت سلطنتی به یک جمهوری انقلابی تبدیل کرد. یک دهه بعد ناصر دستور داد تا نام این میدان از «اسماعیلیه» به «تحریر» تغییر یابد تا نمادی باشد از رهایی مصر از چنگال استعمار پیر انگلستان!

در سال ۱۹۷۷ به‌دنبال افزایش بهای مواد خوراکی اعتراضات تازه‌ای در مصر شکل گرفت که بخشی از آن در این میدان بود. همچنین در سال ۲۰۰۳ میلادی در اعتراض به حمله آمریکا به عراق تظاهرات دیگری در این میدان برپا شد. اما اوج هنرنمایی میدان التحریر در سال 2011 بود که به نمادی برای اعتراض بزرگ مردم مصر علیه حکومت حسنی مبارک تبدیل شد؛ نمادی که با جنبش‌های موسوم به بهار عربی پیوند می‌خورد و حتی افکار عمومی جهان را چنان تحت‌تاثیر خود گرفت که تا مدت‌ها میدان تحریر دهان به دهان می‌گشت. حتی در آمریکا و استرالیا وقتی جوانان به سرمایه‌داری اعتراض کردند محل تجمع خود را میدان تحریر نامیدند. بسیاری از مردم در نیویورک خیابان وال‌استریت را «میدان التحریر آمریکا» نامیدند و در لندن نیز معترضان میدان ترافالگار را تحریر خواندند.

تحریر پس از انقلاب
با سقوط مبارک، قدرت به شورای نظامیان سپرده شد و آنها از مردم خواستند میدان تحریر را خالی کنند. این درخواست ابتدا به‌صورتی مسالمت‌آمیز مطرح شد اما در ادامه و با اصرار جوانان بر اشغال تحریر به خشونت کشیده شد. البته همزمان با تحولات سیاسی مصر میدان تحریر نیز رنگ دیگری به خود می‌گرفت. می‌گویند در دوران انقلاب امن‌ترین خیابان بود. نه حادثه سرقتی گزارش می‌شد و نه تعرضی به زنان (به جز موارد استثنایی خبرنگاران خارجی) صورت می‌گرفت. خانواده‌هایی بودند که شبانه‌روز دراین میدان اتراق می‌کردند و می‌خوابیدند. در زمان انقلاب چادری در کار نبود، هر گوشه‌ای کسی می‌خوابید حتی روی زنجیر تانک‌ها. اما بعد از انقلاب تحریر شاهد حوادثی بود که روایت برخی از آنها شرم‌آور خواهد بود. یک نمونه‌اش ده‌ها مورد آزار و تجاوز جنسی به زنان مصری بود که در همین میدان اتفاق افتاد و به‌خصوص در رسانه‌های خارجی بازتاب گسترده‌ای پیدا کرد.

 بعدها شایع شد که به‌جای انقلابیون یک مشت الوات و معتاد میدان را تصرف کرده‌اند. نظامیان نیز به چنین تبلیغاتی دامن می‌زدند تا مجوزی برای تخلیه میدان پیدا کنند. یک‌بار تصویر دختری در فضای مجازی پخش شد که نظامیان او را روی زمین می‌کشیدند و لباسش کنده شده بود. نظامیان همدیگر را متهم به ارتکاب این جنایت کردند و در نهایت ارتش برای پاک‌بودن دامن خود تقصیر را به‌گردن نیروهای پلیس انداخت. تنها راهکار نظامیان برای تخلیه این میدان خشونت بود. چادرهای معترضان به آتش کشیده شد، بساط دستفروش‌ها واژگون گردید و متحصنان در تحریر به‌شدت ضرب و شتم شدند. یک‌بار هم سمیر غریب رییس دستگاه هماهنگ‌کننده میراث فرهنگی مصر میدان تحریر را به یک «توالت بزرگ» تشبیه کرده بود و صدای خیلی‌ها را درآورد!

با انتخاب محمد مرسی و کنارکشیدن نظامیان، میدان تحریر پاک‌سازی شد و رفت و آمد عادی در آن جریان پیدا کرد. گاه روزهای جمعه اجتماع عظیمی از نمازگزاران شکل می‌گرفت و در آنها مفتیان و شیوخ مصر به سخنرانی می‌پرداختند. میدان تحریر داشت رنگ مذهبی به‌خود می‌گرفت و نمادهای دینی در آن روز به‌روز بیشتر به‌چشم می‌خورد. می‌گویند دیوارهای این میدان و خیابان‌های اطراف آن تاریخ مکتوب معاصر مصر است، دیوارهایی که طی دو، سه سال گذشته بارها رنگ و دوباره پر از نقش و نگار شده‌اند. شرح دیوارنوشته‌های قاهره به‌ویژه محیط اطراف میدان تحریر برای خود کتابی مفصل است.

در سال ۲۰۱۳ بود که یک‌بار دیگر میدان تحریر میزبان جوانان معترضی شد که احساس می‌کردند انقلابشان به‌سرقت رفته است و باید آن را دوباره احیا کنند. این بار آنها همان شعار معروف «الشعب یرید اسقاط النظام» را تغییر داده و به «الشعب یرید اسقاط نظام المرشد» برگرداندند. آنها به‌روشنی خواستار برکناری اولین رییس‌جمهور منتخب مصر و سرنگونی دولتی شدند که تنها به پشتوانه اخوان المسلمین دلخوش بود. این تظاهرات نیز بارها با درگیری نیروهای پلیس مواجه شد اما در نهایت به تحصن بزرگ روز سی‌ام ژوئن منجر شد و دو روز بعد ارتش علیه محمد مرسی کودتا کرد و وی را از قدرت برکنار کرد.

میدان تحریر به‌دلیل قرارگرفتن در مرکز تحولات انقلاب مصر شاهد حوادث تلخ و شیرین زیادی بوده که همه را نمی‌توان بیان کرد. از ازدواج دختر و پسرهایی که عروسی‌شان را در این میدان برگزار کردند تا حمله شترسواران مزدوری که حبیب العادلی وزیر کشور مبارک اجیر کرده بود تا معترضان را سرکوب کنند تا اشک‌های افرادی چون وائل غنیم که اشک‌های بسیاری را درآورد و به‌گفته رسانه‌ها به جریان انقلاب شتاب بخشید.

او که مدیر بخش تولیدات و بازرگانی گوگل در خاورمیانه بود و بعدها به «وائل گوگل» موسوم شد، برای نخستین‌بار صفحه‌ای را در فیس‌بوک ایجاد کرد به نام «کلنا خالد سعید» (همه ما خالد سعید هستیم). سعیدنام جوانی بود که در اثر شکنجه پلیس مصر در اواخر دوران مبارک کشته شد. غنیم در جایی گفته بود: «حکومتی که مردم را تنها به‌خاطر اظهارنظر دستگیر کند، سرنگون خواهد شد.»

برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 

خروج




پرونده ها
پایان قصه حلب
پرونده شجره ملعونه خبیثه آۀ سعود
پرونده تحولات یمن : مظلوم پایدار
پرونده پیروزی حزب الله در جنگ سی و سه روزه
پرونده بررسی انتخابات سوریه
پرونده واکاوی نقش ترکیه در تحولات منطقه
پرونده واکاوی نقش ترکیه در تحولات منطقه
استفاده از تسلیحات شیمیایی در سوریه
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
 
متن تصویر را وارد کنید:
عضویت
آخرین اخبار