نظرسنجی
نظرسنجي غير فعال مي باشد
پیشنهاد ما
پرونده شجره خبیثه ملعونه
اندیشنامه امت واحده
پرونده تحولات یمن : مظلوم پایدار






فرار به عربستان سعودی در حال محاکمه ... به درک واصل شد ...
به زودی سرنگون خواهد شد... به زودی سرنگون خواهد شد... به زودی سرنگون خواهد شد...
صفحه اصلي > مخزن محتوای بیداری اسلامی > مطالب 
اخبار > واکاوی مقبولیت ژنرال سیسی در انظار عمومی کشورهای منطقه و دول غربی
 


شماره خبر :٣٧٤٥٧٤ 

  تاریخ انتشار خبر : 1393/03/22    ا   ٢٠:١٥

در گفتگو محمدعلی مهتدی تحلیل گر ارشد مسائل منطقه بررسی شد:
واکاوی مقبولیت ژنرال سیسی در انظار عمومی کشورهای منطقه و دول غربی
محمد علی مهتدی با اشاره به تمام مخالفت ها با نحوه روی کارامدن السیسی در مصر تاکید می کند که حکومت آینده السیسی را تمام قدرت ها اعم از منطقه ای و بین المللی حداقل به عنوان یک واقعیت خواهند پذیرفت و با آن همکاری خواهند کرد.
پایگاه خبری تحلیلی بیداری اسلامی :  جهان، دولت ژنرال را به رسمیت خواهد شناخت


  محمدعلی مهتدی تحلیل گر ارشد مسائل منطقه در میزگردی که در دفتر دیپلماسی ایرانی برگزار شد، به بررسی  مقبولیت منطقه ای و فرامنطقه ای نتیجه انتخابات در مصر پرداخت. متن کامل سخنان وی به شرح زیر است :

معتقدم متغییرهایی در صحنه سیاسی مصر نقش آفرینی می کنند که در بسیاری از تحلیل ها نادیده گرفته می شوند.متغیرهایی نظیر :

  • نقش قدرت های خارجی
  • نقش دستگاه امنیتی مصر که بسیار قوی است
  • نقش سرمایه دارها که در دوران مبارک هم وجود داشتند و از سوی جمال مبارک حمایت می شدند.  در دوره آقای مرسی این سرمایه دارها به فعالیت های خود ادامه دادند و از آنجا که به فکر منافع خودشان هستند از طریق ارتباط با ارتش ، دستگاه امنیتی و ارتباط با بروکرات ها  سیاست های خود را پیش می برند.

نکته اول این است که مصر یک کشور بسیار بزرگ در خاورمیانه و شمال آفریقا است. نقش منطقه ای که مصر داشته یا می تواند داشته باشد، باعث می شود که همه قدرت ها اعم از داخلی یا خارجی در تحولات مصر دخالت کنند. حال این دخالت ها گاهی دیده و گاهی دیده نمی شود.

 دوم اینکه از انقلاب افسران آزاد علیه فاروق در 1952 تا به امروز همیشه نظامیان بر سر کار بوده اند: جمال عبدالناصر و بعد هم انورسادات و سپس حسنی مبارک. در همان زمان ابتدا ژنرال محمد نجیب را بر سر کار اوردند اما مرد قدرتمند جمال عبدالناصر بود. بنابراین  محمد نجیب را کنار زدند و عبدالناصر قدرت را در دست گرفت. بعد از مرگ عبدالناصر، در حالی که وی زکریا محی الدین را به عنوان جانشینی خود معرفی کرده بود اما دستگاه های امنیتی در ارتباط با خارج انور سادات را سرکار آوردند.

پس از ترور انور سادات، معاون وی که او هم یک نظامی به نام  حسنی مبارک فرمانده نیروی هوایی بود، رییس جمهور شد. مبارک 35  سال رییس جمهور بود. در تمام این دوران ها انتخابات صورت گرفته و همیشه آرای کسی که از پیش برای ریاست جمهوری انتخاب شده است بالای 90  درصد بود و یک نفر که به عنوان رقیب وی معرفی می شد در حدود یک میلیون رای داشته است. در زمان انتخابات مرسی و احمد شفیق هم آرای این دو برابر بود. عده ای فکر می کردند که بالاخره عوامل موثر احمد شفیق را اعلام خواهد کرد که ادامه راه مبارک باشد و عده ای دیگری معتقد بودند که مرسی ممکن  است، انتخاب شود.اعلام مرسی به عنوان رییس جمهور به این دلیل نبود که بالای 50 درصد رای آورده بود. آنها می توانستند احمد شفیق را اعلام کنند.  انتخاب مرسی به دلیل عدم دخالت دادن متغیرها بود.

 واقعیت این است که از زمان کمپ دیوید در سال 1978  که انور سادات موافقنامه را امضا کرد، گروهی  با عنوان  هماهنگی امنیتی بین دستگاه امنیتی آمریکا ، اسرائیل و مصر تشکیل شد. این گروه همیشه تشکیل جلسه داده و  در این جلسات بود که سرنوشت بسیاری از پرونده های مهم منطقه ای تعیین می شد. متاسفانه زمانی که انقلاب مصر به ارتش و دستگاه امنیتی مصر رسید، متوقف شد. زیرا در آنجا رهبری همانند امام خمینی (ره ) وجود نداشت. بحث بر سر اینکه آیا رهبری جمعی می تواند انقلاب را پیش ببرد یا نه وجود داشت. این  سیستم هماهنگی امنیتی میان آمریکا ، اسرائیل و مصر با یک و نیم میلیون نیرو مرکز تصمیم گیری در قاهره است.

طبیعتا انقلابی که در مصر روی داد، انقلابی نبود که برنامه ریزی شده باشد. گرچه روس ها می گفتند که آمریکایی ها پشت آن هستند و آقای احمدی نژاد هم به استناد سخنرانی خانم کلینتون در کنفرانس بحرین که هشدار داده بود باید در این کشورها دموکراسی باشد، ادعا می کرد که این انقلاب  برنامه آمریکایی ها است . حقیقت این است که  مراکز هماهنگی غافلگیر شدند و به سمت برنامه ریزی  برای مهار جریان که خارج از کنترل آنها بود، رفتند.

اشتباه استراتژیک اخوان المسلمین در همین مرحله رخ داد.  این گروه به خاطر شهوت قدرت با دستگاه امنیتی و ارتش سازش کرده و بعد زمینه هایی پیش آمد که شاید آن بودیم. در کشوری چون مصر ابتدا تصمیم گیری صورت می گیرد و سپس اقدامی در راستای مشروعیت بخشیدن به این تصمیم گیری. دقیقا در حال حاضر در خصوص السیسی هم چنین اتفاقی رخ داده است.

آقای عمر سلیمان معاون رییس جمهور و  ژنرال ارتش مصر پیش از مرگ جمله ای گفته بود دال بر اینکه:" محال است ما کشوری مانند مصر را به دست اخوان بدهیم و اگر هم به هر دلیلی اخوان بر روی کار آمد ما حتما کودتا خواهیم کرد."

حال السیسی به اتکای تظاهرات 30 میلیونی که در 30 ژوئن گذشته در شهرهای مختلف روی داد و ادعای  22 میلیون امضا جمع شده مبنی بر درخواست مردم از ارتش - که مرسی را به خاطر سیاست ها و تلاش برای اخوانی کردن کل مصر برکنار کند- از مشروعیت خود سخن می گوید.  این متغیرها را نمی توان نادیده گرفت و شاید یک نفر متوجه این متغیرها شد و آن هم آقای البرادعی بود که به موقع از مصر خارج شد و صحنه سیاسی را ترک کرد.

 مساله مقبولیت منطقه ای و فرامنطقه ای انتخابات مصر مطرح است. در منطقه خلیج فارس، عربستان و امارات و تا حدودی کویت، کاملا  موافق آقای السیسی و موافق نتیجه انتخابات بوده و کمک سیاسی و مالی هم به قاهره خواهند کرد. بحرین  هم به تبعیت از عربستان موافق است. هرچند بحرین گرفتار مشکل داخلی خود است و ترجیح می دهد به مسایل خارجی نپردازد. کشور عمان موضع گیری خاصی نکرده و  اصولا خود را از مسایل منطقه ای دور می کند. تنها کشوری  در این منطقه که به شدت مخالفت  السیسی است و از اخوان حمایت می کند، قطر است. دستگاه تبلیغاتی آن مانند الجزیره و روزنامه القدس العربی به شدت از السیسی انتقاد می کنند. تنها پناهگاه اخوانی ها قطر و ترکیه است.

 خارج از خلیج فارس، سوریه ضد اخوان بوده و موافق روندی است که در مصر جریان  دارد. گرچه مشکل داخلی دارد و علنا موضع نمی گیرد، اما تحلیل های روزنامه و رسانه های سوریه ای نشان می دهد که از السیسی حمایت می کنند. ترکیه که خود اخوانی است طبیعتا مخالف السیسی است اما به نظر می رسد که ترکیه برنامه ریزی کرده که در نهایت موجودیت السیسی را بپذیرد. زیرا اردوغان صحبت هایی داشته مبنی بر اینکه ما حاضریم در روابط خود با مصر تجدید نظر کنیم  به شرطی که السیسی از اعدام مخالفان خود صرف نظر کند. این سخن نشان می دهد که ترکیه با وجود اینکه بزرگترین متضرر از تحولات منطقه است، در فکر ترمیم روابط خود با این کشور است.اردن تابع آمریکا است و به نظر می رسد مشکلی با دولت جدید در مصر نخواهد داشت.  کشور عراق موضعی در قبال این انتخابات نگرفته است اما  تصور می کنم دولت آینده آقای مالکی هم به نوعی خجولانه نتیجه انتخابات را به عنوان واقعیت بپذیرد.

در شمال آفریقا تمام کشورها با مشکلات داخلی دست و پنجه نرم می کنند. تا به امروز لیبی، تونس یا الجزایر موضع یا دخالتی نداشته اند. حتی در سودان ظرف این روزها هیچ موضعی مشاهده نشده است. در لبنان جناح 14 مارس به رهبری  حریری به تبعیت از عربستان از السیسی حمایت می کند و در مقابل جناح 8 مارس که حزب الله را شامل می شود  از آنجا که از سیاست های مرسی در ایجاد جبهه سنتی در مقابل جبهه مقاومت آسیب دیده است، از واقعیت های مصر حمایت می کند.

وضعیت حماس در این خصوص چندان مناسب نیست.  حماس اخوانی است و ارتش مصر حماس را متهم کرده که از اخوان حمایت و در امنیت مصر اختلال ایجاد کرده است. حماس این اتهام را نپذیرفته و در محاصره است. تنها محل نفس کشیدن حماس  گذرگاه رفح است که مصری ها آن را بسته اند . حماس در موقعیت بسیار بدی است. از یک طرف مجبور است از اخوان حمایت کند از طرف دیگر نمی تواند با دولت آقای السیسی درگیر شود.

 در زمینه فرامنطقه ای روسیه کاملا موافق نتیجه این انتخابات است. چندی پیش سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه به قاهره رفت و در حالی  که  السیسی فرمانده ارتش بود قرارداد 2 میلیاردی فروش اسلحه به مصر را امضا کرد. طبیعتا روسیه و چین کاملا از مرکز قدرتی که السیسی به وجود می آورد، حمایت می کنند و کاری به دموکراتیک بودن و یا نبودن این اقدام ندارند. واقعیت آن است که از نظر آنها  السیسی قدرت را در دست دارد و باید با او کار کرد. این روش چین و روسیه است. به خصوص که چین می خواهد در آفریقا نفوذ اقتصادی داشته باشد و به جای پای محکمی  مانند مصر نیاز دارد.

اروپا موضع بسیار مبهمی دارد. از یک طرف اروپا دم از دموکراسی می زند اما در عین حال  شخص خانم اشتون گروه های نظارت بر انتخابات را راهی قاهره کرده بود. این گروه ها اعلام کردند که این انتخابات، انتخابات سالمی بود و هیچ شائبه ای در آن نیست. سفر این هیات نشان می دهد که اروپایی ها هم درصدند با واقع گرایی دولت السیسی را به عنوان یک واقعیت منهای مشروعیت داشتن بپذیرند. اسرائیل  به شدت موافق السیسی است البته هیچ موضع مشخصی نگرفته است. اخیرا ایهود باراک پیامی به باراک اوباما داده و از او خواسته بود که از السیسی حمایت کند و شاید این تنها نشانه آشکاری بود که اسرائیلی ها بروز دادند.

آخرین بخش مربوط به آمریکا است. آمریکایی ها از زمانی که در 30 ژوئن السیسی کودتا  کرد، میان انتخاب دو واژه کودتا یا انقلاب مردد بودند. سخنگوی کاخ سفید اعلام کرد کودتا که به مصری ها برخورد و السیسی موضع گرفت و تنشی بین دو طرف به وجود آمد. سپس در کنگره از قطع کمک ها سخن به میان آمد  و عملا در فاصله زمانی میان اکتبر و آوریل گذشته، امریکایی ها این کمک های خود را متوقف کردند. در نهایت باید توجه داشت که امریکا منافع مشترکی با مصر بخصوص در صحرای سینا و مساله مبارزه با تروریسم دارد که به تنهایی قادر به انجام آن نیست.

 در این منطقه یک گروه تروریستی به نام انصار بیت المقدس ایجاد شده که گرچه عنوان انها مخالفت با اسرائیل را به ذهن متبادر می کند اما عملا از زمانی که در خان یونس تاسیس شدند،با عملیات های خود مصر را نشانه رفته اند.  آمریکایی ها به این بهانه مبارزه مشترک با تروریسم موافقت کردند که 5  فرورند هلی کوپتر آپاچی به ارتش مصر تحویل دهند تا لانه های گروه تروریستی را هدف قرار دهد. ضمن اینکه کنگره آمریکا گروه بیت المقدس را در فهرست گروه های وابسته به القاعده قرار داد.

 به نظر می رسد آمریکایی ها در واقع امر از السیسی حمایت می کنند و خواهند کرد؛ متنها صحنه سازی هم وجود دارد که مغایرتی با دموکراسی ندارد. نتیجه اینکه حکومت آینده السیسی را همه قدرت ها اعم از منطقه ای و بین المللی حداقل به عنوان یک واقعیت خواهند پذیرفت و با آن همکاری خواهند کرد.

امتیازدهی
برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 

خروج




پرونده ها
پایان قصه حلب
پرونده شجره ملعونه خبیثه آۀ سعود
پرونده تحولات یمن : مظلوم پایدار
پرونده پیروزی حزب الله در جنگ سی و سه روزه
پرونده بررسی انتخابات سوریه
پرونده واکاوی نقش ترکیه در تحولات منطقه
پرونده واکاوی نقش ترکیه در تحولات منطقه
استفاده از تسلیحات شیمیایی در سوریه
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
 
متن تصویر را وارد کنید:
عضویت
آخرین اخبار