نظرسنجی
نظرسنجي غير فعال مي باشد
پیشنهاد ما
پرونده شجره خبیثه ملعونه
اندیشنامه امت واحده
پرونده تحولات یمن : مظلوم پایدار






فرار به عربستان سعودی در حال محاکمه ... به درک واصل شد ...
به زودی سرنگون خواهد شد... به زودی سرنگون خواهد شد... به زودی سرنگون خواهد شد...
صفحه اصلي > مخزن محتوای بیداری اسلامی > ادبیات بیداری 
اخبار > شعر قزوه در استقبال از مواضع گونتر گراس
 


شماره خبر :١١٦٨٢٠ 

  تاریخ انتشار خبر : 1391/01/29    ا   ٠٧:٥٥

علیرضا قزوه، شاعر پارسی‌گوی
شعر قزوه در استقبال از مواضع گونتر گراس
آقای گونترگراس! من و تو خوب می‌دانیم ....
پایگاه خبری تحلیلی بیداری اسلامی : شعر قزوه در استقبال از مواضع گونتر گراس

علیرضا قزوه، شاعر پارسی‌گوی که اینک در هند به سر می‌برد، با سرودن شعری با عنوان به «گونترگراس و وال استریت شعر» نسبت به شعر «آنچه باید گفت» این شاعر آلمانی واکنش نشان داده است.
 



آقای گونترگراس!
من و تو خوب می‌دانیم
کاخ سفید
می‌دان گاوبازی دنیاست
با دستمال سرخی به نام اتحادیه اروپا
و گوساله‌ای به نام اسرائیل
ما دیگر عادت کرده‌ایم به این بازی
ما دیگر عادت کرده‌ایم به رجاله‌هایی
که از زیر دستمال شعبده بازی انگلیس

بیرون می‌آیند
به وطن فروشانی که پرچمشان بی‌بی سی ست
به جاسوسان ستاره داوود
با رمز بالا‌ترین
جنگ‌ها بازی است
سیاست‌ها بازی
من و تو نیز متهمیم
که در شعرمان کمی غنی سازی وجود دارد
و پیش‌تر از ما
در شعر خیام و مولوی و نیما
ابیات هسته‌ای یافته‌اند
بازرسان همین سازمان ملل و آژانس شیشه و شراب
این کشف تازه عجوزه کلینتون است لابد
و دیوه زنان شاخدار‌هالیوود
از رایس که برج دوقلو زایید
تا همین کلینتون
که مدام خط و نشان می‌کشد
تا اوبامای بیست درصد هسته‌ای
اوبامای اف بیست و دو
انگشت ششم غرب
که از‌‌ همان اول
مترسک خیمه شب بازی بود
قلبش با بطری کار می‌کند و زبانش با باتری
و از دور کنترل می‌شود
او از جنس بازیگرانی ست که
مدام تیر می‌خورند و نمی‌میرند
و از دهانشان قیر و نفت و افعی می‌ریزد
و زود با یک قطعنامه
بازسازی می‌شوند
هورا به شعر تو و بیداری‌ات
در وال استریت شعر
من که پهلوانی نمی‌بینم آقای گونترگراس!
انگار خون «نولدکه» در توست
و خون شاهنامه فردوسی
که پاک می‌کنی حماقت هیتلر را
لابد دانسته‌ای
که جنگ شعبده و جادوگران و رجالگان است
با اصحاب معجزه و
ذوالجناح و ذوالفقار!
تمام حرف همین است
شکوه شعر تو را
بسیار‌ها سپاس
آقای گونترگراس!

در ادامه شعر نوبلیست آلمانی در انتقاد از اسراییل و دفاع از برنامه هسته‌ای ایران  می‌آید:


چرا سکوت می‌کنم، کتمانی اینهمه طولانی،

بر آنچه که آشکار است، و «از بازی جنگ»

انجام شده، که در انت‌ها، جان به در بردگان‌اش،

این مائیم، حداکثر در حد در حاشیه مانده‌ها.

موضوع، حق ادعایی در (وارد کردن) ضربۀ اول است،

که پهلوان پنبه‌ای آن را به یوغ خود کشیده

و به هیاهویی سازمان یافته (تبلیغات) در آورده

که خلق ایران گویا باید نابود گردد، چون در حوزۀ قدرتش، ساختن

یک بمب اتمی مورد ظن و گمان است.

اما من چرا خود را منع کرده‌ام،

نام کشور دیگری را بر زبان جاری سازم،

که از سالیان گذشته- ولو مخفیانه- توان اتمی رو به تزایدی را در اختیار گرفته

فارغ از هر کنترلی، چونکه بازرسی آن

می‌سر نیست؟

کتمان عمومی این امر واقع، که سکوت من هم جزئی از آن است،

به نظرم، دروغ آزاردهنده‌ای است

الزامی که حکم مجازاتی را منظور می‌کند

مادامیکه مورد بی‌توجهی قرار گیرد

چونان حکم «ضد سامی‌گری» است که عادی می‌شود

و اما اینک، چون سرزمین من،

با جنایات خاصه‌اش،

که بی‌نظیر‌اند،

هر بار مورد بازخواست قرار می‌گیرد،

اما این بار از سر ِ سوداگری محض، ولو

با چرب زبانی به عنوان جبران مافات اعلام می‌شود که،

یک زیردریایی دیگر به اسرائیل

تحویل می‌شود، که ویژگی‌اش

حمل کلاهک‌های انهدام جمعی است

و به جاهایی قابل هدایت باشد

که فقط وجود یک بمب اتمی که اثبات هم نشده

و فقط ترس و واهمه دلیل اثباتی آن است،

و من می‌گویم، آنچه را باید گفت.

و اما چرا اینهمه سکوت کرده‌ام؟

چون می‌دانستم، تبار‌ام،

که با ننگی هرگز زایل نشدنی عجین شده،

از آن باز‌ام می‌داشت، این امر به غایت آشکار را

به اسرائیل، سرزمینی که به آن دلبسته‌ام

و می‌خواهم دلبسته هم بمانم، نسبت دهم.

و چرا تازه الآن می‌گویم؟

به پیری افتاده، و با آخرین خامۀ قلم:

که قدرت اتمی اسرائیل به مخاطره می‌اندازد،

صلح جهانی را که خود بخود شکننده و لرزان هم هست؟

چون باید گفته شود

که فردا خیلی دیر است؛

نیز چون ما- آلمانی‌هایی که بقدر کافی گنهکاریم،

تدارک چی جنایتی بشویم،

که قابل پیش بینی است، و آنگاه که شراکت در جرم

با هیچ عذر و بهانۀ معمولی

زدودنی نباشد.

و اذعان کنم که: دیگر سکوت نمی‌کنم

چون از ریاکاری غربیان

به جان آمده‌ام، و امید آن دارم

بسیاری دیگر کسان نیز از سکوت رهایی یابند

بانیان و عاملان خطر قابل لمس

به چشم پوشی از استفاده از زور وادار شوند

همینطور بر آن اصرار و ابرام شود

 (اجازه) کنترل‌های دائمی و بی‌مانع و رادع

بر توان هسته‌ای اسرائیل

و تاسیسات هسته‌ای ایران

توسط یک نهاد بین المللی

از سوی دولتین هر دو کشور، داده شود.

و فقط اینگونه است که

همۀ انسان‌ها در این

منطقه‌ای که دیوانگی آن را به اشغال خود در آورده

و تن به تن در دشمنی با هم زندگی می‌کنند

آخرالامر دست ما را هم بگیرند.

 

برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 

خروج




پرونده ها
پایان قصه حلب
پرونده شجره ملعونه خبیثه آۀ سعود
پرونده تحولات یمن : مظلوم پایدار
پرونده پیروزی حزب الله در جنگ سی و سه روزه
پرونده بررسی انتخابات سوریه
پرونده واکاوی نقش ترکیه در تحولات منطقه
پرونده واکاوی نقش ترکیه در تحولات منطقه
استفاده از تسلیحات شیمیایی در سوریه
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
عضویت
آخرین اخبار